این عکس مثل هوای بهاره پیشاپیش عید نوروز را به همه دوستهای گلم تبریک میگم
اميدوارم ازوبلاگم خوشتون بياد
این عکس مثل هوای بهاره پیشاپیش عید نوروز را به همه دوستهای گلم تبریک میگم
سالهاست که با نزدیک شدن به سال جدید با دغدغه ای روبرو می شویم و آن تهیه سفره هفت سین بدون هیج کم و کاستی است و اول از همه به سراغ آنی می رویم که پیدا کردنش راحتر است یا در این روزها همه جا موجود است ، بله ماهی قرمز ولی و اقعا آیا ماهی قرمز داخل تنگی از آب بر سر سفره هفت سین ما جایی دارد با اندکی تامل در تاریخ ایران در می یابیم که ایرانیان همواره به حقوق مخلوقات و موجودات در هر دسته ای احترام می گذاشته اند و با آزار و اذیت آنها مخالف بوده اند که سمبل آن منشور حقوق بشر کوروش بزرگ است پس با این تدابیر چگونه است که ما ، ماهی را در تنگی هر چند از آب زندانی می کنیم و بر سر سفره شادیمان قرار می دهیم مطمئن باشید که ماهی قرمز به سفره هفت سین تعلق ندارد و باید گفت اگر تا به حال هم ماهی قرمز بر سر سفره بعضی از ایرانیان بوده به این خاطر بوده که سمک به عربی معنای ماهی را دارد و بعنوان یک سین به دیگر سین ها اضاف شده در ضمن در هیچ منبعی شما نمی توانید جایی برای ماهی قرمز در سفره هفت سین پیدا کنید و شاید معتبر ترین منبع ها نقاشی هایی است که به دوران قاجار بازمیگردد و معروفترین آنها نیز نقاشی «هفت سین» از استاد حسین شیخ است باز هم قضاوت با خود شماست و :
در ایران باستان کشاورزان در پایان سال در هفت ، سینی هفت نوع بو نشن مختلف را قرار می داده اند و هر کدام که زود تر ثمر می داد در سال بعد آن محصول را می کاشتند و کم کم این آئین در بین ایرانیان جا باز کرد تا به هفت سین تبدیل شد و مردم در آغاز سال آن را با چیزهایی که در زیر گفته خواهد شد می آراستند.
سبزه : نماد خرمی و نو زیستی
سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )
سمنو : نماد خیر و برکت
سیب: نماد مهر و مهرورزی
ســیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )
سماق: نماد مزه زندگی
سنجد : نماد حیات و بزر حیات
سپـند : (اسفند)
در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینیهای سنتی، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه، قرار دهند
چیدن سفره هفت سین خیلی کیف داره من که دوست دارم شما چطور![]()



برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید
در قران امده:
اى کسانى که ایمان آوردهاید! اموال یکدیگر را به باطل و از طرق نامشروع نخورید و خودکشى نکنید! و هر کس این عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهیم ساخت; و این کار براى خدا آسان است. اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى مىشوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را مىپوشانیم; و شما را در جایگاه خوبى وارد مىسازیم(۲۹و۳۰و۳۱/نسا)

سوال: دیدگاه مسیحیان در مورد خودکشی چیست؟ کتاب مقدس درباره خودکشی چه میگوید؟
جواب: مطابق کلام خدا، ارتکاب به خودکشی، ملاک عدم وارد شدن به آسمان نیست. چنانکه یک فرد نجات نیافته مرتکب خودکشی شود، در عمل کاری نکرده جز "سرعت" بخشیدن سفرش به دریاچه آتش. در جهنم بودن کسی که خودکشی میکند تنها به این خاطر است که نجات عیسی مسیح را رد نموده است

| قال الحسين عليه السلام |
|
الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم يدورونه ما درت معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون (تحفالعقول) انسانها بندگان دنيايند و دين،لقلقه زبان آنان است و تا وقتي كه معيشتشان از راه دين بگذرد با آن بازي ميكنند، ولي همين كه امتحانهاي دشوار پيش آيد دينداران، اندك ميشوند خودکشی پایان سختی ها نیست اغاز سختیهاست چرا بعضی ها فکر می کنن اگه خودکشی کنن راحت میشن نه بدتر از سختی هائی که می کشیدند در انتظارشونه |
خودکشی در اسلام حرام است. آیتالله شهید دستغیب در کتابش می نویسد:
در قتل نفس که از گناهان کبیره، بلکه از اشد کبائر است، فرقی بین کشتن خود یا دیگری نیست. پس کسی که انتحار میکند، تمام عقوبتهایی که بر قتل نفس مترتب است، بر او هم هست.

عشــــق
عشــق یعنی دیدن یک آیـــنه
دیدن خود لیک دیداری زیار
تا ببینی در وجودت یار را
او که شد بر دل تمام زندگی
دیدن آن دل طــپیدنهای گرم
در نگاهت گرمی عشــقی باو
بر لبانت نام او جاری ... روان
در کنارش بودنی در هر زمان
در امید و آرزو ...و در خیال
تا رسیدنهای با و.. تا بوصال
زندگی یعنی ترا عاشق شدن
همره نام تو هم جاری شدن
چشمه جوشان وگرم عاشقی
در وفایت تا ابد راهی شدن
شاعر:خانم فرزانه شیدا

غربتی بیش نبود ...رفتن و دور شدن از وطنم
از:ف.شیدا
اشک
در میان قطره ها
در شوری اشک
در خیسی ورق
در ناتوانی قلم بر نمناکی کاغذ
در بیصدائی محض
قلبی آب میشود
آنگاه که عشق
چون نسیم از پنجره ره میگشاید
و همنفس باد میگردد
دیگر برای سرودن بهانه ای نیست
از حرف تهی
از اشک سرشارم
شاعر خانم فرزانه شیدا

اجل یک دم به قلبم فرصتی ده
که ریزم اشک آخر را ز سینه
به عمری لب فروبستم به اندوه
کنون هم وقت فریادم رسیده
چه میدانی چه غم دیدم ز دنیا
دلم دردی فزون از غم کشیده
صدای خسته ام را بغض جانسوز
به عمری در گلوی من بُریده
بزیر بار سنگین غم و رنج
کمر خم کرده ام ٬پشتم خمیده
مرا عمری سکوت جاودان کُشت
کنون فریاد من قلبم دریده!!!
بده تک فرصتی از بهر فریاد
که دل از بهر این فرصت طپیده!
ندارم شوق بودن را بدنیا
که دل عمری ز این بودن رمیده
اگر فرصت دهی شادان بمیرم
که دیگر کین دل از دل رهیده!!
وزآن پس جان من بستان به شادی
که قلبم خیری از دنیا ندیده
شاعرخانم فرزانه شیدا




روز ولنتاین بر همه عشاق مبارک
