تبليغاتX
مطالب گوناگون

اميدوارم ازوبلاگم خوشتون بياد

کبوتر

آسمون بغضشو خالی میکنه
آدمو حالی به حالی میکنه
کوچه ها رنگ زمستون میگیرن
شیشه ها بخار و بارون میگیرن
آدما چتراشونو وا میکنن
گریه ی ابرو تماشا میکنن
نمی خوان مثل درختا تر بشن
از دل قطره ها با خبر بشن
نمی خوان بیهوا خیس آب بشن
زیر بارون بمونن خراب بشن

زیر بارون بمونن خراب بشن

اما تو چترتو بستی کبوتر
زیر بارونا نشستی کبوتر
رفتی و سنگا شکستن بالتو
اومدی هیچکی نپرسید حالتو

اومدی هیچکی نپرسید حالتو

بعضیا دشمنای خونی شدن
بعضیا غول بیابونی شدن
بعضیا میگن که بارون کدومه
بوی نم شرشر ناودون کدومه

دیدی آسمون خراب شد سر ما
غصه شد وصله بال و پر ما
حالا تو سایه نشینی مثل من

حالا تو سایه نشینی مثل من

خوابای ابری میبینی مثل من
چقدر اینجا میخوری خون جگر
کبوتردستاتو بنداز و بپر

کبوتردستاتو بنداز و بپر

|+| نوشته شده توسط elahe در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 0:19 |